صفحه ها
دسته
پاسخ به شبهات
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 89888
تعداد نوشته ها : 216
تعداد نظرات : 14
سايت مراجع تقليد

 آيت الله جواد تبريزي (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله نوري همداني (مد ظله العالي‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله  سید صادق شیرازی (مد ظله العالي)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله لطف الله صافي (مد ظله العالي‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله ناصر مکارم شيرازي (مد ظله العالي‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله سيد علي سيستاني (مد ظله العالي)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله وحيد خراساني (مد ظله العالي ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله جوادي آملي (مد ظله العالي ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله جعفر سبحاني (مد ظله العالي)

جهت دريافت كد لوگوي مراجع كليك كنيد
00 پایگاه فرهنگی ، مذهبی شیعه ها - لوگوهای حمایتی
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

سۆال: چگونه ممكن است در قرآن همه نيازمنديهاي ما تا قيامت آمده باشد؟

جواب: همان گونه كه در نهج البلاغه خطبه 18تاكيد شده، قرآن مجيد بيانگر همه امورى است كه مسلمانان تا دامنه قيامت به آن نيازمندند. در احاديث اسلامى نيز اين موضوع با صراحت بيشترى بيان شده، از جمله در حديثى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم: «اِنَّ اللهَ تَبارَكَ وَ تَعالى اَنْزَلَ فِى الْقُرْآنِ تِبْيانَ كُلِّ شَىء حَتّى وَ اللهِ ما تَرَكَ شَيْئاً تَحْتاجُ اِلَيْهِ الْعِبادُ، حتّى لا يَسْتَطيعَ عَبْد يَقُولُ لَوْ كانَ هذا، اُنْزِلَ فِى الْقُرانِ، اَلا وَ قَدْ اَنْزَلَهُ اللهُ فيهِ»؛ (خداوند در قرآن هر چيزى را بيان كرده است به خدا سوگند چيزى كه مورد نياز مردم بوده است كم نگذارده، تا كسى نگويد اگر فلان مطلب درست است بايد در قرآن نازل مى شد. آگاه باشيد همه نيازمنديهاى بشر را خدا در آن نازل كرده است).(1)

ولى در اين جا اين سۆال پيش مى آيد كه ما احكام مختلفى را مى بينيم كه در قرآن نيامده و اين با جامعيّت قرآن سازگار نيست، مثلا، تعداد ركعات نماز، اجناسى كه در آن زكات واجب است، نصاب زكات، مقدار آن و بسيارى از مناسك حج، عدد سعى صفا و مروه و دورهاى طواف و مسائل ديگرى در زمينه حدود و ديات و آداب قضاوت و شرايط معاملات و انواع مسائل مستحدثه و مانند آن به وضوح در قرآن ديده نمى شود. در پاسخ اين سۆال بايد به سه نكته توجّه كرد:

نخست اين كه در قرآن مجيد احكام كليّه و قواعد گسترده و عمومات و اطلاقاتى وجود دارد كه بسيارى از مشكلات را مى توان با آن حل كرد مثلا، آيه «اَوْفُوا بِالْعُقُودِ»(2) در معاملات، و آيه «وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِى الدّينِ مِنْ حَرَج»(3) در ابواب عبادات، و «لا تُضارَّ والِدَة بِوَلَدِها وَ لا مَوْلُود لَهُ بِوَلَدِهِ»(4) در حقوق والدين و آيات ديگرى از اين قبيل، پاسخگوى بسيارى از سۆالات و مسائل مستحدثه است.

ديگر اين كه قرآن مجيد با صراحت يكى از منابع اصلى احكام الهى و معارف اسلامى را «سنّت پيامبر» مى شمارد و مى گويد: «ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا»؛ (آنچه پيامبر(صلي الله عليه و آله) براى شما مى آورد بگيريد و آنچه شما را از آن نهى مى كند خوددارى نماييد!)(5) و نيز در جاى ديگر پيامبر را به عنوان تبيين كننده و شارح قرآن معرفى كرده و مى فرمايد: «وَ اَنْزَلْنا اِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ اِلَيْهِمْ».(6)

پيامبر(صلي الله عليه و آله) نيز طبق صريح «حديث ثقلين»، اهل بيت و عترت را نيز به عنوان يكى از منابع مطمئن احكام و معارف اسلامى معرفى فرموده است و به يقين اگر به توصيه هاى قرآن و پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) عمل شود هيچ سۆالى در زمينه احكام و غير آن بدون پاسخ نخواهد ماند.

سوّم اين كه از روايات مختلف اسلامى به خوبى استفاده مى شود كه قرآن ظاهر و باطنى دارد، ظاهر آن معانى و مفهوماتى است كه در دسترس همه قرار گرفته و از آن بهره مند مى شوند ؛ ولى باطن آن معانى و مفاهيم ديگرى است كه تنها در اختيار پيامبر و پيشوايان معصوم قرار دارد كه با درك و ديد ديگرى آيات را مى نگرند و از آن بهره گيرى و استفاده فراوانى مى كنند. بنابراين اگر ثقلين (قرآن و اهل بيت) در كنار هم قرار گيرند و مردم در ميان اين دو جدايى نيفكنند، از اين بخش از محتواى قرآن كه راه گشايى فراوانى دارد، بهره مى گيرند.

شايد روايت معروف امام صادق(عليه السلام) كه مى گويد: «اَنَا اَعْلَمُ كِتابَ اللهِ وَ فيهِ بَدْءُ الْخَلْقِ وَ ما هُوَ كائِن اِلى يَوْمِ الْقيامَةِ وَ فيهِ خَبَرُ السَّماءِ وَ خَبَرُ الاَرْضِ وَ خَبَرُ الْجَنَّةِ وَ خَبَرُ النّارِ وَ خَبَرُ ما كانَ وَ ما هُوَ كائِن، اَعْلَمُ ذلِكَ كَما اَنْظُرُ اِلى كَفّىِ اِنَّ اللهَ يَقُولُ فيهِ تِبْيان كُلِّ شَىء»؛ (من به خوبى كتاب خدا را مى دانم، در آن آغاز آفرينش و آنچه تا روز قيامت به وقوع مى پيوند وجود دارد، و همچنين است در آن خبر آسمان و زمين و خبر بهشت و دوزخ و خبر آنچه بوده و آنچه خواهد بود. من همه اينها را مى دانم آن گونه كه به كف دستم نگاه مى كنم! خداوند مى فرمايد: «در قرآن بيان همه چيز است).(7)

در نهج البلاغه نيز آمده است:

«وَ فِى الْقُرآنِ نَبَاءُ ما قَبْلَكُمْ وَ خَبَرُ ما بَعْدَكُمْ وَ حُكْمُ ما بَيْنَكُمْ» (در قرآن خبرهاى پيش از شما و خبرهاى بعد از شما، و حكم در ميان شما وجود دارد گذشته و آينده و حال، همه در آن جمع است).(8)

 

در تعبير ديگرى امام(عليه السلام) درباره قرآن مى فرمايد:

«اَلا اِنَّ فيهِ عِلْمَ ما يَأتي وَ الْحَدِيثَ عَنِ الْماضي وَ دَواءَ دائِكُمْ وَ نَظْمَ ما بَيْنَكُمْ» (آگاه باشيد! در قرآن علوم مربوط به آينده و اخبار مربوط به گذشته و داروى بيماريها و نظم ميان شماست).(9)

اين سخن تنها در احاديث اهل بيت(عليهم السلام) نيامده است بلكه از طرق اهل سنّت نيز نقل شده است:

«سيوطى» در «درّالمنثور» از صحابى معروف «ابن مسعود» نقل مى كند: «اِنَّ فيهِ عِلْمَ الاَوَّلينَ وَ الآخِرِينَ» (در قرآن علم اوّلين و آخرين است). و از «اوزاعى» نقل مى كند كه در تفسير آيه: «"وَنَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَىء". قالَ: بِالسُّنَّةِ» (گفت منظور اين است كه به وسيله سنّت همه حقايقى كه در قرآن وجود دارد، كشف مى شود).(10)

«سيوطى» در كتاب «اتقان»، اين معنا را از پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) نقل كرده كه فرمود: «در كتاب خدا خبر پيش از شما و خبر بعد از شما، و حكم ميان شماست.»(11)

سپس مى افزايد: «اين حديث را «ترمذى» و غير او آورده اند.

پي نوشت ها :

(1) . تفسير نورالثقلين، ج 3، ص 74 ـ اصول كافى، ج 1، ص59 (در معناى اين روايت دو احتمال داده شد نخست اين كه «لو» شرطيه باشد و ديگر آن كه تمنّى باشد و «الا» گاه به عنوان «اِلاّ» استثنائيه و گاه به صورت «الا» براى تنبيه گفته شده ـ به مرآة العقول، ج 1، ص 202 مراجعه شود).

(2) . سوره مائده، آيه 1.

(3) . سوره حج، آيه 78.

(4) سوره بقره، آيه 233.

(5) . سوره حشر، آيه 7.

(6) . سوره نحل، آيه 44.

(7) . اصول كافى، ج اوّل، ص 61. (مرحوم كلينى در همين باب روايات متعدّد ديگرى نقل كرده است.)

(8) . كلمات قصار نهج البلاغه، حكمت 313.

(9) . نهج البلاغه، خطبه 158.

(10) . الدرّالمنثور، ج 4، ص 127 و 128.

(11) . الاتقان، نوع 65 از علوم استفاده شده از قرآن.

بخش نهج البلاغه تبيان


دسته ها : كلام الله
1391/5/7 22
X