صفحه ها
دسته
پاسخ به شبهات
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 86775
تعداد نوشته ها : 216
تعداد نظرات : 14
سايت مراجع تقليد

 آيت الله جواد تبريزي (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله نوري همداني (مد ظله العالي‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله  سید صادق شیرازی (مد ظله العالي)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله لطف الله صافي (مد ظله العالي‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله ناصر مکارم شيرازي (مد ظله العالي‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله سيد علي سيستاني (مد ظله العالي)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله وحيد خراساني (مد ظله العالي ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله جوادي آملي (مد ظله العالي ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله جعفر سبحاني (مد ظله العالي)

جهت دريافت كد لوگوي مراجع كليك كنيد
00 پایگاه فرهنگی ، مذهبی شیعه ها - لوگوهای حمایتی
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

فارس: به مناسبت 25 شوال سالروز شهادت صادق آل محمد(ع) به گوشه‌اي از كرامات آن حضرت اشاره مي‌شود.

*تأخير در قبض روح به امر امام(ع)

صفوان از عبدى نقل مى‌كند كه گفت: عيالم به من گفت: خيلى وقت‌است كه امام صادق(ع) را نديده‌ايم، اگر امسال به حج برويم با امام نيز تجديد ديدار مى‌كنيم.

گفتم:ما كه چيزى در بساط نداريم تا به حج برويم.

گفت: چرا، من مقدارى لباس و زينت‌آلات دارم، آن‌ها را بفروش تا با آن به ‌حج برويم، من هم چنين كردم و عازم سفر شديم، هنگامى كه نزديك مدينه ‌رسيديم، همسرم به شدّت مريض شد تا اينكه مشرف به موت شد.

وقتى به مدينه ‌رسيديم، خدمت امام صادق(ع) رفتم، در حالى كه از سلامتى او مأيوس‌شده بودم، سلام عرض كردم و حضرت نيز جوابم را داد و از حال همسرم پرسيد، جريان را گفتم و عرضه داشتم كه از خوب شدن او نااميد شده‌ام.

حضرت فرمود: به خاطر اين است كه خيلى ناراحتى؟ گفتم: آرى.

فرمود: خوف نداشته باش! دعا كردم تا خداوند او را عافيت دهد، وقتى كه برگردى خواهى ديد كه خوب شده و نشسته است و به او شيرينى مى‌دهند.

عبدى مى‌گويد: به سرعت برگشتم و ديدم حال همسرم خوب شده، نشسته و كنيز به او شيرينى مى‌خوراند، از حالش پرسيدم، گفت: خدا به من شفا داده و ميل ‌به شيرينى پيدا كردم.

گفتم: وقتى از پيش تو رفتم، نااميد بودم، امام صادق(ع) از حال تو پرسيد كه جريان را به ايشان گفتم، فرمود: نترس، وقتى كه برگشتى، خواهى ديد كه ‌همسرت نشسته و شيرينى مى‌خورد.

زن گفت: وقتى تو رفتى، من در حال احتضار بودم، مردى داخل شد و پرسيد: چه شده است؟ گفتم در حال مردن هستم و اين هم ملك‌الموت است كه براى‌ قبض روح من آمده.

آن مرد گفت: اى ملك الموت! جواب داد: لبّيك اى امام! فرمود: آيا تو مأمور به اطاعت از ما نيستى؟ گفت: چرا هستم.

فرمود:به تو دستور مى‌دهم مرگ او را به تأخير اندازى.

گفت: بر روى چشم، اطاعت مى‌كنم.

بعد هر دو از پيش من خارج شدند و رفتند و من نيز همان لحظه حالم خوب‌ شد. (بحار الانوار: 115/47،حديث 152)

* مردي كه با دعاي امام 50 بار به حج رفت

حماد بن عيسى از امام صادق(ع) خواست كه حضرت براى او دعا كند تا خداوند حجّ بسيار و ملك و املاك نيكو و خانه‌اى خوب و همسرى از خاندان نيكوكار، صالح و فرزندان نيكو به او عنايت كند.

امام نيز دعا كرد كه: خدايا! حمّاد بن عيسى را مالى عطا كن كه 50 حج ‌برود و ملك و خانه‌اى خوب و همسرى صالح و درستكار از خاندانى بزرگ و با كرامت و فرزندانى نيكو به او عطا كن!

شخصى كه در آن مجلس حضور داشت، مى‌گويد: بعد از چند سال، نزد حمّاد بن عيسى به خانه‌اش در بصره رفتم، حماد به من گفت: آيا به ياد دارى دعايى را كه امام صادق(ع) در حق من كرد؟ گفتم: آري!

گفت: اين (كه مى‌بينى) خانه من است كه مثل آن در اين شهر نيست و باغ ‌و املاكم بهترين‌هاست و همسرم نيز از بزرگان و فرزندانم از نيكانند كه ‌مى‌شناسى و 48 بار حجّ كرده‌ام.

راوى مى‌گويد: بعد از آن، حماد دو حج ديگر به جا آورد و در پنجاه و يكمين سفر حج، وقتى كه به جحفه رسيد و خواست كه احرام ببندد، داخل جايى شد كه‌ غسل كند، سيل او را گرفت و با خود برد، غلامانش رفتند و جنازه او را از آب بيرون ‌آوردند، لذا از آن پس او به حماد غريق الجحفه (حمادّى كه در جحفه غرق شد) ناميده شد. (بحار: 611/47، حديث 153).

*تصرّف امام(ع) در اشيا

ابوصامت حلوانى نقل مى‌كند كه به امام صادق(ع) عرض‌كردم چيزى به من عطا كن كه شك را از قلبم بزدايد، فرمود: كليد را از جيبت ‌بيرون آور و به من بده، من نيز كليد را در آوردم و به آن حضرت دادم، ناگهان ديدم ‌آن كليد به صورت شيرى در آمد و من ترسيدم، فرمود:نترس و آن را بگير، وقتى آن را گرفتم، به حال اوّل خود برگشت. (بحار: 117/47، حديث 154)


دسته ها : امام صادق (ع)
1391/6/22 14
X