صفحه ها
دسته
پاسخ به شبهات
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 89879
تعداد نوشته ها : 216
تعداد نظرات : 14
سايت مراجع تقليد

 آيت الله جواد تبريزي (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله نوري همداني (مد ظله العالي‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله  سید صادق شیرازی (مد ظله العالي)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله لطف الله صافي (مد ظله العالي‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله ناصر مکارم شيرازي (مد ظله العالي‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله سيد علي سيستاني (مد ظله العالي)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله وحيد خراساني (مد ظله العالي ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله جوادي آملي (مد ظله العالي ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله جعفر سبحاني (مد ظله العالي)

جهت دريافت كد لوگوي مراجع كليك كنيد
00 پایگاه فرهنگی ، مذهبی شیعه ها - لوگوهای حمایتی
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

خبرنامه دانشجويان ايران: يازده امام از دوازده امام كه از جانب خداوند متعال براي نجات و هدايت انسان منصوب شده‌اند، از طرف دشمنان مورد سوء قصد و ترور قرار گرفتند. حتي سيدالشهداء عليه‌السلام، خاندان و يارانش كه به ظاهر در يك ميدان و در حال نبرد به شهادت رسيدند نيز ترور شدند. چرا كه نه براي جنگ، بلكه بنا به دعوت به همراه خانواده در حال هجرت بودند كه مورد محاصره و سوء قصد قرار گرفته و قتل عام شدند.
 
اين ترورها بدون استثناء ترور دولتي بوده است. يعني هيچ يك را افراد شقي به خاطر بغض شخصي مورد سوء قصد قرار ندادند. حتي حضرت اميرالمؤمنين عليه‌السلام كه از جانب يك گروهگ تروريستي به نام خوارج ترور شد نيز مورد سوء قصد تروريسم دولتي قرار گرفتند. چرا كه گروهك‌ها هيچ‌گاه به تنهايي كاره‌اي نبوده و قدرتي ندارند، مگر آن كه جريان سياسي حاكمي به صورت مستقيم يا پنهان از آنها حمايت كند. مثل القاعده، طالبان يا سازمان منافقين و ... . اما بايد سؤال طرح و پاسخ داده شود كه «چرا»؟! و اذهان عمومي بايد به «چرايي»هاي اين ترورها آشناتر شوند.
علل ترور سه امام اول به ظاهر امر قابل توجيه و فهمي است، چرا كه هر سه در مصدر قدرت و حكومت قرار داشتند و بالتبع رويارويي مستقيمي در عرصه‌ي سياست با حكومت‌هاي ظالم وقت داشتند، اما وقتي سخن از ترور و شهادت امام سجاد، علي بن الحسين (ع) به بعد پيش مي‌آيد، سؤال از «چرايي» قوت بيشتري به خود مي‌گيرد. چرا كه هيچ كدام را به صورت مستقيم در عرصه‌ي سياست و حكومت، يا تشكيل سپاه و حزب براي براندازي نمي‌بينيم. بلكه ظاهر امر نشان مي‌دهد كه همگي به رشد علمي، فرهنگي و تهذيب اهتمام داشتند.
 
مسلماً عبادت فردي، علم و نشر معارف و فرهنگ اسلام ناب محمدي (ص)، به خودي خود موجب نگراني و دغدغه حكومت‌هاي استكباري و نظام سلطه نبوده و نيست. هيچ قدرتي از اقامه نماز اول وقت و به جماعت، يا روزه‌داري، يا حفظ و قرائت قرآن مجيد به سبك‌هاي مختلف، يا زهد شخصي نگراني ندارد. خوارج همه اين كاره بودند. ظهر عاشورا در سپاه يزيد نيز اقامه نماز شد و امروزه در قلب كشورهاي اسلامي كه مكه مكرمه و مدينه منوره باشد نيز نماز در پنج نوبت، به جماعت و به زيباترين شكلي اقامه مي‌شود. مأمون خودش (اگر چه از روي مكر) جلسات بحث با دانشمندان ايراني، خارجي، اديان و مذاهب مختلف تشكيل مي‌داد تا با امام رضا (ع) مباحثه علمي كنند و از اين بابت حسادت داشت، اما نگراني نداشت.
 
«البته منظورم اسلام اعراب نيست، آنها آن قدر نماز بخوانند كه كف دست‌ها و سر زانوهايشان زخم شده  و پينه ببندد. بلكه منظورم اين پديده جديد، يعني اسلام ولايي به مركزيت جمهوري اسلامي ايران است.»
 
پس علم و عبادت نگراني آفرين نيست. جانسون رئيس جمهور اسبق امريكا، در كتابي تحت عنوان «فرصت‌ها را از دست ندهيم» كه حدوداً در دهه 1980 تأليف كرده بود، ضمن آن كه اسلام را به عنوان بزرگ‌ترين خطري كه از سال 2000 به بعد قدرت خاورميانه و جهان خواهد شد معرفي نموده است، افزود: «البته منظورم اسلام اعراب نيست، آنها آن قدر نماز بخوانند كه كف دست‌ها و سر زانوهايشان زخم شده  و پينه ببندد. بلكه منظورم اين پديده جديد، يعني اسلام ولايي به مركزيت جمهوري اسلامي ايران است.»
 
پس، اين سؤال ايجاد مي‌گردد كه اگر امام سجاد (ع) در دعاها يا بيانات خود و امام باقر و امام صادق (ع) در دروس و سخنان خود و ساير ائمه اطهار (ع) نيز به تناسب شرايط حاكم به طرق مخلتف به نشر علم و فرهنگ اهتمام داشتند، پس چرا ترور شدند؟
 
بيان شد كه رشد «علمي و فرهنگي» به خودي خود موجب نگراني نيست. كشور تركيه تا سال گذشته به لحاظ توليد علم از ايران جلوتر بود و تنها امسال ايران سبقت گرفت، اما يك دانشمند از آنها ترور نشد، ولي دانشمندان هسته‌اي ايران ترور مي‌شوند(؟!) آيا نگراني در دستيابي به علوم هسته‌اي يا نانو تكنولوژي يا صنايع دارويي است؟ مگر ما تنها كشور و ملتي هستيم كه به چنين علوم و فنآوري‌هاي دست يافته‌ايم؟!
 
در جهان اسلام علماي دين، فقهاي مذاهب، مفسرين قرآن و ائمه جمعه و جماعت نيز بسيارند و كسي هم كاري با آنها ندارد، چرا كه از آنها نگراني نداشته و احساس خطري از جانب آنان نمي‌كنند. اما در جمهوري اسلامي ايران، نه تنها دانشمندان هسته‌اي، بلكه علماي سالخورده مانند آيات عظام قاضي طباطبايي، مدني، اشرفي اصفهاني، صدوقي ...، يا ميانسال مانند آيات عظام محمد باقر صدر، مطهري، بهشتي ...، يا علماي جوان مانند آيت‌الله دكتر مفتح يا حجت الاسلام باهنر و ... ترور مي‌شوند!
 
بايد توجه داشت كه فقط آن علم و فرهنگي كه جهت‌دار بوده و موجب «رشد انساني» گردد، خطري جدي براي حكومت‌هاي جبار و سلطه‌گر محسوب مي‌شود. خواه علم فيزيك، شيمي، پزشكي و داروسازي باشد، يا معارف و فقه اسلامي. چرا كه اولين اثر رشد انساني آن است كه انسان بيدار و بصير مي‌شود. به خود و حقايق عالم هستي توجه مي‌كند. مبدأ و هدف را مي‌شناسد، مي‌فهمد كه كيست؟ از كجا آمده؟ در كجا قرار گرفته و به كجا مي‌رود؟ و مي‌يابد كه از چه مسيري و چگونه بايد حركت كند تا به مقصود برسد. و بر اين امر اهتمام مي‌ورزد و موانع اين رشد را از سر راه بر مي‌دارد. به هر قيمتي.
 
اين نوع علم، آگاهي، بصيرت و فرهنگ است كه نه تنها مضر، بلكه خطري جدي براي حكومت‌هاي استكباري مي‌باشد، چرا كه اولين اثرش، نپذيرفتن الوهيت و ربوبيت‌هاي كاذب و فرعوني زمان و نيز نپذيرفتن هيچ ولايتي به جز ولايت «الله جل جلاله» مي‌باشد كه در ولايت پيامبر اكرم (ص) و اهل بيت عصمت و طهارت (ع) تجلي و تسري مي‌يابد. لذا عبادت و اطاعتي جز از خداوند كريم را بر خود جايز نمي‌شمارد و اگر كسي يا گروهي خواستند تا ربوبيت و ابرقدرتي خود را بر او تحميل كنند و او را به زور يا حيله به اطاعت خود واداشته و به استعمار، استثمار و در واقع استحمار بكشند، با بصيرت و شجاعت تمام قيام و مبارزه مي‌نمايد.
 
پس، دعوا و مخاصمه هميشه بر سر الوهيت، ربوبيت و ولايت بوده است. ابر قدرت كيست و چه كسي بايد امور انسان و جوامع بشري در شئون متفاوت علمي، فرهنگي، سياسي، اقتصادي، قضا و ... را تدبير، مديريت و هدايت نمايد. الله جل جلاله؟ يا إله‌ها و رب‌هاي كاذب؟
 
چنين عبادت، علم و فرهنگ جهت‌دار و هدفداري كه انسان را بيدار كند و ولايت حقه را به او بشناساند و بدان سو دعوت، راهنمايي و هدايت نمايد، براي طواغيت هر زماني «خطر و تهديد» محسوب مي‌گردد. علم و فرهنگي كه بطلان ولايت مستكبرين را تثبيت و مردم را بيدار و بصير نمايد، موجب تضيعف حاكميت و سلطه آنان و تقويت حاكميت توحيد مي‌گردد. چنين علمي و فرهنگي، معارف، عبادات و حتي احكام فقهي‌اش مضر و خطرناك است، فيزيك، شيمي، نجوم، اقتصاد و علوم پزشكي‌اش نيز خطرناك است. لذا علما و دانشمندان‌شان كه مسببين اصلي اين بيداري و قدرت ولايت حقه هستند بايد ترور شوند و ائمه اطهار و از جمله امام صادق (عليهم‌السلام) كه به حسب ظاهر فقط به تعليم و نشر معارف، فقه و اخلاق اسلامي و نيز علوم ديگري چون رياضي، ادبيات، طب، شيمي و ... اهتمام داشتند نيز به همين دليل مورد سوء قصد و ترور دولتي قرار گرفتند. به همين علت است كه مي‌بينيم حتي امروزه با اسم، ياد، بزرگداشت و قبر آنها (هر چيزي كه انسان را متوجه آنان نمايد) مخالف و دشمن‌اند، چه رسد به خودشان. دعوا فقط بر سر ولايت است و حكومت است. بيداري و بصيرت انسان و پذيرش حكومت الهي و توحيدي، يا خواب و غفلت مردم و پذيرش حكومت طاغوت؟
 
«إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ» (المائده، 55)
ترجمه: همانا «ولى» شما تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده‏اند همان كسانى كه نماز برپا مى‏دارند و در حال ركوع زكات مى‏دهند (امام علي بن ابيطالت عليه‌السلام).
 
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَ أُوْلِي‌الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا» (النساء، 59)
ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد پس هر گاه در امرى [دينى] اختلاف نظر يافتيد، اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد، آن را به [كتاب] خدا و [سنت] پيامبر [او] عرضه بداريد اين بهتر و نيك‏فرجام‏تر است.


دسته ها : امام صادق (ع)
1391/6/22 19
X